
دیپلماتیک یکی از شاخههای بینالملل است که هنجارها و قواعد مأموریتهای دیپلماتیک را بیان میکند..
دیپلماتیک از قدیمیترین بخشهای بینالملل است که پیدایش آن به پیدایش دولت و ضرورت برقراری ارتباط میان دولتها برمیگردد. از دیرباز دولتها برای ارتباط با یکدیگر گاه اقدام به تعیین نمایندگانی برای سفر به کشور دیگر میکردند. تنظیم روابط تجاری میان دو کشور و حمایت از مردم سرزمین خود که در آن سرزمین اقامت میکردند از مهمترین وظایف این نمایندگان بود.
تحول مهم دیپلماتیک با تأسیس نمایندگیهای دائمی در اواخر دوران رنسانس در دولتشهرهای ایتالیا اتفاق افتاد. این دولتشهرها اهمیت ایجاد هیئتهای دیپلماتیک حرفهای را دریافته بودند و مهمترین وظایف آنها کسب اطلاعات، حمایت از منافع سیاسی و نظامی دولت خود و گسترش روابط تجاری بود.
قانون مزایای دیپلماتیک بریتانیا که در سال ۱۷۰۸ در دوران ملکه آن به تصویب رسید از اولین قوانین مربوط به دیپلماتیک بود.
حمایت دیپلماتیک کلیه اقدامات دیپلماتیک و سایر اعمالی است که یک کشور در هنگام ورود ضرر و زیان مالی، جانی، مادی و معنوی به اتباع متبوع خود علیه دولت متضرر برای احقاق حق آنان انجام میدهد. حمایت دیپلماتیک در جامعه، بینالمللی نظیر دیوان دایمی دادگستری و دیوان بینالمللی دادگستری در پروندههای مختلف، مورد تأیید قرار گرفته است.
حمایت دیپلماتیک حق صلاحدید و ذاتی هر کشور است نه افراد متبوع آن و هر نوعی از اقدام را که توسط بینالملل منع نشده است، دربرمیگیرد. این بدین معناست که دولت متبوع زیاندیده همیشه متعهد به پیگیری پرونده و توسل به حمایت دیپلماتیک (حمایت سیاسی)، اتباع خود نمیباشد و گهگاه ممکن است مصلحت سیاسی و اقتصاد ملی خود را بر رسیدگی قضایی و اعمال حمایت سیاسی ترجیح دهد. اقدامات کنسولی، مذاکره با کشور ناقض اتباع خود، ایراد فشار سیاسی و اقتصادی، اقدامات قضایی و داوری بینالمللی و دیگر شکلهای حل مسالمتآمیز اختلاف، همگی نشان از اقداماتی است که کشور متبوع متقاضی جبران خسارت، می تواند علیه کشور مسئول به کار بندد.
در سال ۲۰۰۶ کمیسیون بینالملل ماده قانونهایی در تعریف حمایت دیپلماتیک تصویب کرد که حدود صلاحیت و نحوه، اجرای آن رامعین مینمود.
صرف ورود خسارت به شخص (اعم از ی یا حقیقی) ناشی از نقض توسط تابعی از بین الملل به دولت متبوع شخص متضرر اجازه حمایت دیپلماتیک از آن شخص را نمی دهد.
اعمال حمایت دیپلماتیک توسط دولت متبوع در دفاع از شخص متضرر جهت الزام تابع خاطی به احقاق تقویت شده و جبران خسارت وارده، منوط به تحقق شروط و اصولی است که در واقع امکان اقامه دعوی را بطرفیت تابع خاطی به دوبت متبوع شخص می دهد. هر یک از شروط مزبور، لازم اما به تنهایی جهت تحقق حمایت دیپلماتیک کفایت نمی نماید. پیش از آغاز روند حمایت دیپلماتیک می بایست کلیه شروط مزبور محقق گردند.
فهرست مطالب
مقدمه. 1
بیان مساله. 4
سوالات تحقیق… 4
اهمیت تحقیق… 4
فرضیات تحقیق… 4
فصل اول: شرایط تحقق حمایت دیپلماتیک از اشخاص ی… 5
شرایط تابعیت اشخاص ی… 8
متفاوت بودن تابعیت شخص متضرر با تابعیت کشور مسئول (نظریه عدم مسئولیت) 8
تعلق تابعیت…. 10
استمرار تابعیت…. 13
اصل کلی حمایت دیپلماتیک از اشخاص ی… 21
استثناء پذیرش حمایت دیپلماتیک از صاحبان سهام و … 26
قاعده رجوع به مراجع و ارگان ذیصلاح داخلی توسط اشخاص ی متضرر. 40
منشاء مبانی و ماهیت قاعده رجوع به مراجع و ارکان ذیصلاح داخلی… 41
منشاء قاعده طی مراجع داخلی… 41
مبنای قاعده طی مراجع داخلی… 44
شکلی یا ماهوی بودن قاعده طی مراجع داخلی… 46
اجرای قاعده طی رجوع به مراجع و ارکان ذیصلاح داخلی… 50
مفهوم قاعده رجوع به مراجع داخلی… 50
حدود اجرای قاعده رجوع به مراجع داخلی… 52
مفهوم پاکدستی اشخاص ی… 67
حدود اجرای پاکدستی اشخاص ی… 68
فصل دوم: اجرای حمایت دیپلماتیک از اشخاص ی… 72
مفهوم عمل (اقدام) حمایت دیپلماتیک…. 74
بروز یک اختلاف بین المللی… 74
طرفین اختلاف در آیین حمایت دیپلماتیک…. 76
خواهان.. 76
خوانده. 78
موضوع حمایت دیپلماتیک…. 80
ماهیت عمل (اقدام) حمایت دیپلماتیک…. 82
حمایت دیپلماتیک: حق یا تکلیف… 82
علل(موانع) رد حمایت دیپلماتیک…. 91
انصراف از حمایت دیپلماتیک…. 92
حمایت دیپلماتیک،حمایت بین المللی از یک ادعای خصوصی… 98
فصل سوم: اشکال و نحوه دادرسی در آیین حمایت دیپلماتیک….. 99
اشکال پذیرش حمایت دیپلماتیک از اشخاص ی… 100
مشارکت شخص ی متضرر در دادرسی… 102
طرق و نحوه عملکرد در حل و فصل اختلاف در آیین حمایت دیپلماتیک…. 103
طرق مسالمت آمیز. 105
طرق غیر مسالمت آمیز. 105
فصل چهارم: جبران خسارت… 118
اصل و مبنای ی جبران خسارات… 120
موضوع جبران خسارات… 120
پرداخت خسارت به شخص ی متضرر. 122
نتیجه. 126
فهرست منابع..
مقدمه
پیشینه تاریخی اندیشه حمایت از فرد، ممکن است به دوره های پیش از فئودالیته، که اجتماعات انسانی به شکل بدوی (قبیله، طایفه و…) تشکیل یافته بود، باز گردد. در آن دوران صدمه به عضوی از قبیله صدمه به کل قبیله تلقی می گردید. به لحاظ مسئولیت مشترک افراد قبیله نسبت به یکدیگر، همه افراد خود را مکلف می دانستند در اقداماتی که جهت احقاق حق هم قبیله شان انجام می گیرد مشارکت نمایند و این توجهی جهت انتقامجویی بود. فرد خسارت دیده می توانست در مقابل خسارتی که متحمل گردیده با دریافت مبلغی پول و یا کالا اعلام رضایت نموده، مبادرت به انتقامجویی ننماید.
تحولات جوامع انسانی و ضرورت ساز و کارهای سیاسی برای دولت، ملتهای جدید، تماس میان دولت های خارجی با اشخاص، تعامل های بازرگانی، تبادل سرمایه ها، تحصیل منافع اقتصادی و… باعث گسترش زمینه حمایت دیپلماتیک گردید و موجب شد دانان اندیشه های خویش را در خصوص حمایت دیپلماتیک ارائه نمودند. ریشه آموزه های مربوط به نهاد حمایت دیپلماتیک را در این دوره می توان در اندیشه های واتل «دان سوییسی» یافت.
بر مبنای نظر واتل هر گونه بدرفتاری نسبت به یک تبعه، بطور غیر مستقیم خسارت به کشور او محسوب می گردد، بنابراین کشور متبوع شخص متضرر می تواند از تبعه خود حمایت بعمل آورد. دولت متبوع شخص آسیب دیده که دارای حاکمیت است می تواند عمل را تلافی نماید و یا در صورت امکان متجاوز را تنبیه کند… در غیر اینصورت تبعه نمی تواند هدف نهایی اش را در جامعه مدنی بدست آورد.
با شناسایی تابعیت خاص جهت اشخاص ی- نظیر اشخاص حقیقی- اشخاص مزبور از و تکالیفی در کشور خود و در خارج بهره مند گشته به تدریج حق توسل اشخاص ی به حمایت دیپلماتیک دولت متبوع خود نیز شناسایی گردید، بطوریکه در شرایط کنونی بین الملل حمایت از اشخاص ی از طریق نهاد حمایت دیپلماتیک یک اصل پذیرفته شده نظام بین المللی است.
تأسیس حمایت دیپلماتیک در گذشته بیشتر مبنای عرفی داشت. مبنای عرفی حمایت دیپلماتیک توسط دیوان دائمی دادگستری بین المللی در قضیه امتیازات «ماوروماتیس» بدین نحو عنوان گردید: «… حمایت دولت از اتباعش که از اعمال ناقض ین الملل دولت دیگر صدمه دیده اند، ناشی از یک اصل و عنصر اساسی بین الملل است…»
حق مزبور به کرات در برخی اختلافات بین المللی که در واقع در جهت حمایت شخص متضرر صورت می پذیرد، مورد تأکید قرار گرفته است.
به تدریج اقداماتی در جهت تدوین حق حمایت دیپلماتیک و تحدید حدود و اصول آن صورت گرفته و کم و بیش در برخی از موارد، این نهاد مبنای قرار دادی نیز پیدا نموده است.
معاهداتی که بین دولتها در خصوص مواردی نظیر تقاضای حمایت، اعمال هدایت، نحوه، حدود، ابزارهای ی اعمال حمایت و… منعقد می گردد، در برخی موارد نیز این توافقات به بخشی از داخلی مبدل می گردد و قانون داخلی موارد مزبور را معین می نماید، نمونه ای از مبنای قراردادی این تآسیس است. هرچند که نهاد حمایت دیپلماتیک هنوز هم اساساً مبتنی بر بین الملل عرفی است.
اشخاص ی در کشور خارجی ضمن اینکه در حمایت نظام ی کشور متوقف فیه می باشند، از حمایت بین المللی نیز برخوردار هستند. اما در صورتیکه در اثر عمل خلاف تابعی از بین الملل دچار خسارت شوند، مستقیماً نمی توانند در اختلافات ی بین المللی جهت استقرار عدالت اقدام نمایند. بنابراین در چنین حالتی ساز و کاری خاص فعال می گردد، که طی آن دولت متبوع شخص ی متضرر طبق موازین معین با رعایت تشریفات و قواعد خاص در سطح بین الملل تقاضای جبران خسارت و احقاق تفویت شده او را از تابع خاطی می نماید.
روند مزبور بدین لحاظ که شخص علی الاصول فاقد اهلیت و صلاحیت لازم جهت پیگیری ادعا و احیاناً اقامه دعوی نزد مراجع بین المللی می باشد، الزامی است.
نهاد حمایت دیپلماتیک، سازش بین منافع سیاسی، اقتصادی، شخصی و… متضاد است. بلحاظ دگرگونی و تحولات در منافعی که زیر بنای این تأسیس را تشکیل می دهد (مثلث سنتی بازیگران: شخص متضرر، دولت متبوع او و تابع خاطی) اصلاح، دگرگونی و تجدید ساختار آن ضروری می نماید.
نهاد حمایت دیپلماتیک تا حد زیادی با مسئولیت بین المللی دولتها و سازمانهای بین المللی در رابطه با خسارات وارده به اشخاص ارتباط دارد. در واقع ترجمان معکوسی از مسئولیت بین المللی تابع خاطی، جهت جبران خسارات وارده به اشخاص متضرر شناخته شده است.
در دهه های اخیر به لحاظ گسترش تماس میان اشخاص با دولت های خارجی، طیف وسیع سرمایه گذاری، نوع و نحوه فعالیت های تجاری که بطور دائم از مرزهای دولتها می گذرد، گسترش حوزه صلاحیت دولتها و… زمینه حمایت دیپلماتیک گسترش یافته است. بنابراین به لحاظ اهمیت رو به گسترش عملی این نهاد ی کلاسیک، اما زنده و مبتلی به بین الملل، تلاش در جهت تحدید این نهاد در قالب ی معین و تحت قواعد و مقررات بین الملل در جهت حمایت از تفویت شده اتباع (در اینجا اشخاص ی) با عنایت به مسئله مسئولیت بین المللی، هدف از مطالعه موضوع را نمایان می سازد.
بیان مساله
مسائلی که در این تحقیق مطرح و بدانها پاسخ داده می شود این است که با عنایت به تعولات در منافعی که زیربنای حمایت دیپلماتیک را تشکیل می دهند ( مثلث سنتی بازیگران که توام با ارتقاء جایگاه شخص در بین الملل و شناسایی حق اقدام مستقیم نزد مراجع بین المللی جهت احقاق تفوبت شده خود و کاهش اقتدارات دولت در سطح داخلی و بین المللی بوده . آیا اساسا وجود چنین نهادی و بحث در خصوص آن ضرورتی دارد یا خیر؟
سوالات تحقیق
1-آیادارنده حق حمایت دیپلماتیک شخص متضرراست یااین حق متعلق به دولت مطبوع وی می باشد؟
2- آیا دولت مطبوع شخص زیان دیده مکلف به حمایت دیپلماتیک از او می باشد ، و یا اینکه عمل حمایت صرفا یک وظیفه و تکلیف سیاسی می باشد؟
اهمیت تحقیق
عدم توانایی اشخاص ی متضرر از تخلفات تابع بین المللی به دلیل فقدان صلاحیت و شخصیت ی بین المللی تام جهت استیفای تفویت شده خود نیاز به وجود تاسیسی برای شناسایی شخص متضرر و متقالبا تکالیفی جهت دولت مطبوع وی را نمایان می سازد.لذا ضرورت وجود نهادی بنام حمایت دیپلماتیک و بررسی آن از اهمیّت ویژه ای برخوردار می باشد.
فرضیات تحقیق
دارنده حق حمایت دیپلماتیک شخص متضرر می باشد. دولت مطبوع شخص متضرر وظیفه قانونی در حمایت دیپلماتیک ندارد بلکه یک وظیفه سیاسی می باشد.
شرایط تحقق حمایت دیپلماتیک از اشخاص ی
تعریف کلیات تابعیت
اصطلاح حاضر شاید همانند اکثر اصطلاحات بین الملل و روابط و سیاست بین الملل مورد اتفاق و دارای نظر اجماعی میان دانان و کارشناسان مسائل سیاسی بویژه در تعریف ارائه شده توسط سیاسیون با تکیه بر عنصر سیاسی تابعیت تاثیراتی را بر دیدگاه دانان شاهد می باشیم لیکن اکثر دانان بر یک معنا اتفاق نظر دارند و آن عبارت از این نکته است که تابعیت رابطه ای است سیاسی و ی و معنوی که شخص را در جامع جهانی به دولت – کشور معینی مرتبط می سازد.
لیکن پروفسور باتیفول تابعیت را تعلق ی شخص به جمعیت تشکیل دهنده دولت می داند هرچند در تعریفی که پروفسور باتیفول از تابعییت ارائه نموده است همانند عناصر سگانه مندج در تعریف اول بصورت ضمنی قید گردیده است ، تنها وجهی که در تعریف پروفسور باتیفول تاحدودی بدان اشاره نشده ، شاید نحوه ارتباط بین شخص و جمعیت تشکیل دهنده دولت – کشور باشد.
زیرا در مبحث اعطای تابعییت می بایست معلوم گردد که آیا این جمعیت تشکیل دهنده دولت ( ملت) است که تابعیت را اعطائ می نماید یا اینکه دولت اعطا کننده تابعیت است که در تعریف یاد شده اشارات چندانی به آن نشده است. حال آنکه تعریف اجماعی دارای استحکام بسیار بیشتری در این خصوص می باشد.
همان گونه که از برآیند دو تعریف یاد شده استنباط می گردد برای اینکه تابعیت محقق شود می بایست بدوآ دولتی موجود بوده و نیز وجود اشخاص بویژه حقیقی از شرایط ابتدایی تابعیت می باشد .
امروزه براساس مرز سیاسی و تعلق و وابستگی بدآن جمعیت جامعه جهانی را تقسیم بندی می نماید.
به همین جهت دولت – کشور مفه.می است که در برگیرنده 4 عنصرجمعیت، سرزمین، حاکمییّت و حکومت بوده و طریقه شناخت آن در جامعه جهانی بویژه توسط سایر اجزای آن (دولت- کشورهای دیگر) بوسیله مکانیسمی بنام شناسایی امکان پذیر خواهد بود. به مجرد شناسایی دولت کشوری در جامعه جهانی تعلق یا عدم تعلق افرادی به آن دولت کشور مطرح خواهد شد که از این نقطه مبحث تابعیت شروع خواهد شد.
پس رابطه ای که بین دولت- کشور و اشخاص ایجاد می شود و آن اشخاص را از سایرین در جامعه جهانی متمایز می نماید، تابعیت نامیده می شود.
اشکال تابعیت
متداول ترین شیوه های ایجاد ارتباط با یک دولت کشور بعنوان تابعیت به دوصورت کلی ارادی و غیر ارادی تقسیم بندی می شود.
الف: شکل ارادی تابعیت
به عبارت دیگر هرگاه اراده شخصی در ایجاد ارتباط بین فرد و دولت کشوری ذیمدخل بوده و به نوعی باعث ایجاد تابعیت گردد به آن حالت ارادی تابعیت گویند که بدهی ترین شکل آن تابعیت تحصیلی (تابعیت اکتسابی) است.
ب: شکل غیر ارادی تابعیت
هرگاه اراده شخصی صریحآ در ایجاد ارتباط یاد شده مدخلیت نداشته باشد نوع و حالت غیر ارادی تابعیت به وقوع می پیوندد.از انواع حالات غیر ارادی تابعیت می توان به تابعیت در لحظه تولد (تابعیت تولدی یا تابعیت مبداء) و تابعبت تحمیلی ( تحمیل تابعیت در اثر ازدواج و تحمیل تابعیت در اثر تحصیل تابعبت شخص ثالث) اشاره داشت.
برچسب: دیپلماتیک,
نویسنده: نگار اکبریپور